baby به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی baby به انگلیسی و فارسی

baby بچه ، کودک ، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن ، نوازش کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

baby farm محل نگهداری کودکان
baby sit (د گ ) بچه داری کردن ( درغیاب والدینشان )، از بچه نگاهداری کردن
baby sitter بچه نگهدار
babyhood بچگی
babyish طفل مانند، کودک مانند
babylon شهر بابل قدیم




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا