best به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی best به انگلیسی و فارسی

best ( vt and adj): (صفت عالی good)، بهترین ، نیکوترین ، خوبترین ، شایسته ترین ، پیشترین ، بزرگترین ، عظیم ترین ، برتری جستن ، سبقت گرفتن ، به بهترین وجه ، به نیکوترین روش، بهترین کار، ( adv): (صفت عالی well)

ترجمه و معنی کلمات مشابه

best man ساقدوش داماد
best seller پرفروش ترین مال التجاره ، پرتیراژترین کتاب
bestead (bested) یاری کردن ، کمک کردن ، سودمند واقع شدن ، بدردخوردن ، جای کسی را گرفتن ، واقع
bestial دامی، حیوانی، شبیه حیوان ، جانور خوی
bestiality جانورخوئی، حیوانیت، وحشی گری، حیوان صفتی
bestialize جانور خوی نمودن
bestiary رساله یامقاله راجع بحیوانات
bestir جنباندن ، بحرکت در آوردن ، تحریک کردن




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا