crank به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی crank به انگلیسی و فارسی

crank دسته محور، میل لنگ ، بست زانوئی، خم، پیچیدگی، آدم پست فطرت، خم کردن ، محوردارکردن ، دسته دار شدن ، کج، کوک کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

crankcase محل اتصال میل لنگ ، جای میل لنگ
crankily از روی بد خلقی
crankle پیچ وخم دار کردن ، خمیدگی، پیچ وخم
crankpin قسمت استوانه ای دسته میللنگ که میله های رابط بدان متصل میشود
crankshaft (مک ) میل لنگ میل لنگ
cranky بدخو




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا