ear به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی ear به انگلیسی و فارسی

ear گوش، شنوائی، هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه ، خوشه ، دسته ، خوشه دار یا گوشدار کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

earache درد گوش، گوش درد
eardrop قطره گوش، گوشواره
eardrum (تش) پرده گوش، پرده صماخ
eared گوش دار، (گ ش) خوشه دار، خوشه کرده ، سنبله دار
earful بازگوی خبر، خبرچین
earl (انگلیس) کنت، (درشعر) سرباز دلیر
earliness زودی
earlobe قسمت آویزان گوش، نرمه گوش، لاله گوش




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا