establish به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی establish به انگلیسی و فارسی

establish تاسیس کردن ، دایرکردن ، بنانهادن ، برپاکردن ، ساختن ، برقرارکردن ، تصدیق کردن ، تصفیه کردن ، کسی رابه مقامی گماردن ، شهرت یامقامی کسب کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

established church کلیسای قانونی و شرعی
establishment تاسیس، استقرار، تشکیل، بنا، برقراری، بنگاه ، موسسه ، دسته کارکنان ، برپائی




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا