glass به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی glass به انگلیسی و فارسی

glass شیشه ، آبگینه ، لیوان ، گیلاس، جام، استکان ، آئینه ، شیشه دوربین ، شیشه ذره بین ، عدسی، شیشه آلات، آلت شیشه ای، عینک ، شیشه گرفتن ، عینک دار کردن ، شیشه ایکردن ، صیقلی کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

glass eye (بصورت جمع ) عینک ، چشم شیشه ای، چشم مصنوعی
glass eyed کور، بی حالت
glass snake (ج ش ) نوعی سوسمار مخصوص آمریکای جنوبی
glass wool پشم یا براده شیشه ، پشمشیشه ، توده ای از رشته های شیشه ای که بعنوان عایقگرما یا در تصفیه هوا بکار میرود
glassblower شیشه گر
glassful مظروف یک لیوان ، بقدر یک لیوان
glasshouse (greenhouse) گلخانه
glassine نوعی کاغذ نازک شفاف یا نیمه شفاف که هوا یا روغن از آن نمیتواند عبور کند، کاغذ شیشه نما




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا