intern به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی intern به انگلیسی و فارسی

intern (vt) داخل شدن در، وارد کردن ، توقیف کردن ، (vt and n) کار ورز، (طب) انترن ، پزشک مقیم بیمارستان

ترجمه و معنی intern به انگلیسی و فارسی

intern (vt) داخل شدن در، وارد کردن ، توقیف کردن ، (vt and n) کار ورز، (طب) انترن ، پزشک مقیم بیمارستان

ترجمه و معنی کلمات مشابه

internal arithmetic حساب داخلی
internal documentation مستندات داخلی
internal form صورت داخلی
internal medicine طب داخلی
internal rhyme قافیه ماقبل آخر
internal secretion هورمون ، ترشح درونی
internal sort جور کردن داخلی
internal storage انباره داخلی




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا