irregular به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی irregular به انگلیسی و فارسی

irregular بی قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده ، بی رویه ، غیر عادی، غیر معمولی، بی ترتیب، نا مرتبنا منظم، بی قاعده

ترجمه و معنی irregular به انگلیسی و فارسی

irregular بی قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده ، بی رویه ، غیر عادی، غیر معمولی، بی ترتیب، نا مرتبنا منظم، بی قاعده

ترجمه و معنی کلمات مشابه

irregular بی قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده ، بی رویه ، غیر عادی، غیر معمولی، بی ترتیب، نا مرتبنا منظم، بی قاعده
irregularity بی قاعدگی، بی ترتیبی، نا منظمی، بی نظمی، یبوستبی نظمی، بیقاعدگی




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا