living به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی living به انگلیسی و فارسی

living زندگی، معاش، وسیله گذران ، معیشت، زنده ، حی، درقیدحیات، جاندار، جاودانی

ترجمه و معنی کلمات مشابه

living death زندگی مرگبار، زندگی شبیه مرگ
living room اتاق نشیمن ، سالن نشیمن
living wage مزدکافی برای امرار معاش




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا