pass به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی pass به انگلیسی و فارسی

pass گذشتن ، عبور کردن ، رد شدن ، سپری شدن ، تصویب کردن ، قبول شدن ، رخ دادن ، قبول کردن ، تمام شدن ، وفات کردن ، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن ، پاس دادن ، رایج شدن ، اجتناب کردن ، گذر، عبور، گذرگاه ، راه ، گردونه ، گدوک ، پروانه ، جواز، گذرنامه ، بلیطگذر، جواز، گذراندن ، گذشتن ، تصویب شدن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

pass away مردن ، درگذشتن
pass out ناگهان بیهوش شدن ، مردن
pass over عید فصح، عید فطر، غفلت کردن
pass up ( آمر - ز ع ) رد کردن ، صرفنظر کردن
passable گذرپذیر، قابل قبول، قابل عبور
passage گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپری شدن ، انقضائ، سفردریا، راهرو، گذرگاه ، تصویب، قطعه ، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کارکردن مزاجگذرگاه ، راهرو، تصویب
passageway راهرو، غلام گردش، محل عبور، گذرگاه
passant تصویرجانوریکه دست خود رابلند کرده ، جلوافتاده ، گذرنده ، سبقت گیر، عابر، ناقل




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا