port به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی port به انگلیسی و فارسی

port بندر، بندرگاه ، لنگرگاه ، مامن ، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودی، درب، دورازه ، در رو، مخرج، شراب شیرین ، بارگیری کردن ، ببندر آوردن ، حمل کردن ، بردن ، ترابردن درگاه ، بندر

ترجمه و معنی کلمات مشابه

port of call بندرواقع در مسیر کشتی، پاتوق
port of entry بندر مقصد، بندرمحل ورود
portability قابلیت حمل، قابلیت انتقال، سبکیقابلت حمل ونقل یا ترابری
portable قابل حمل، قابل انتقال، سبک قابل حمل ونقل، سفری، سبک ، ترابرپذیر، دستی
portage بردن ، حمل، بارکشی، کرایه ، ظرفیت کشتی
portal باب، سر در، دروازه ، مدخل، ایوان ، سیاهرگی
portal to portal وابسته بمدتی که کارگر از در ورودی تا شروع بکار صرف مینماید
portal vein ( تش ) سیاهرگ باب کبد




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا