push به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی push به انگلیسی و فارسی

push چیزی را زور دادن ، با زور جلو بردن ، هل دادن ، شاخ زدن ، یورش بردن ، زور، فشاربجلو، هل، تنه نشاندن ، فشار دادن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

push botton دکمه زنگ اخبار، وسائل خود کار، خود کار
push button دکمه فشاری، شستی
push button control کنترل دکمه ای
push button dialing شماره گیری دکمه ای
push down stack پشته ، پائین فشردنی
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در آنها در دوجهت متضاد جریان یابد
pushcart ارابه دستی
pushdown پائین فشردنی




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا