right به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی right به انگلیسی و فارسی

right مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعی، بجا، حق، عمودی، قائمه ، درستکار، در سمت راست، درست کردن ، اصلاح کردن ، دفع ستم کردن از، درست شدن ، قائم نگاهداشتن راست، درست، قائم، ذیحق

ترجمه و معنی کلمات مشابه

right angle زاویه قائمه
right hand دست راست
right handed در سمت راست، راست دست
right hander آدم راست دست
right justified همتراز شده از راست
right justify همتراز کردن از راست
right of asylum (حق ) حق پناهندگی بر طبق قانون یا عهدنامه
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا