seal به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی seal به انگلیسی و فارسی

seal (ج ش ) خوک آبی، گوساله ماهی، مهر(mhor)، نشان ، تضمین ، مهر کردن ، صحه گذاشتن ، مهر و موم کردن ، بستن ، درزگیری کردن مهر، مهر زدن ، محکم چسباندن ، مهر و موم کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

seal off ( توسط پلیس ) محاصره کردن ، ممنوع الورود کردن ، مهر وموم کردن
sealant عامل درزگیر، وسیله بتونه کاری، وسیله مهر وموم
sealed مهر شده ، محکم چسبیده ، مهر و موم شده
sealer شکارچی گوساله ماهی، مهردار، مهر زن ، بتونه یا آستری رنگ
sealskin پوست خوک آبی، جامه ای که از پوست خوک آبی بدوزند




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا