sense به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی sense به انگلیسی و فارسی

sense حس کردن ، دریافتن ، جهتحواس پنجگانه ، حس، احساس، هوش، شعور، معنی، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساسکردن ، پی بردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

sense amplifier تقویت کننده حسی
sense datum شیی محسوس، امر محسوس وقابل تحلیل
sense line خط احساس
sense organ عضو حس، عامل احساس
sense switch گزینه ئ احساس
sense winding سیم پیچ احساس
sense wire سیم احساس
senseful پرمغز، پرمعنی، خیلی حساس




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا