sitting به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی sitting به انگلیسی و فارسی

sitting جلسه ، نشست، جا، نشیمن ، صندلی، نشسته

ترجمه و معنی کلمات مشابه

sitting duck هدف بی دفاع وآسان ( جهت حمله وانقاد )
sitting room اتاق نشیمن




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا