snap به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی snap به انگلیسی و فارسی

snap بشکن ، گسیختن ، قاپیدن ، گاز ناگهانی سگ ، قزن قفلی، گیره فنری، لقمه ، یک گاز، مهر زنی، قالب زنی، چفت، قفل کیف وغیره ، عجله ، شتابزدگی، ناگهانی، بیمقدمه ، گاز گرفتن ، قاپیدن ، چسبیدن به ، قاپ زدن ، سخن نیش دار گفتن ، عوعو کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

snap bean (گ ش ) لوبیا سبز، لوبیا فرنگی
snap fastener دکمه قابلمه ، دکمه فشاری
snap shooter عکاس فوری
snap shot عکس فوری، بعجله انجام شده ، فوری، عکس فوری گرفتن
snapback (فوتبال آمریکائی) پاس دادن توپ درآغازهر روند، بهبودی سریع، سریعا بهبودی یافتن
snapdragon (گ ش ) گل میمون
snapper رباینده ، قاشقک
snapping turtle ( ج ش ) لاک پشت بزرگ خوراکی آبزی




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا