tag به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی tag به انگلیسی و فارسی

tag برچسب، برچسب زدن ، علامت زدن برچسب، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن ، ضمیمه شدن به ، اتیکت چسباندن به ، برچسب زدن ، بدنبال آوردن ، گرگم بهوابازی کردن

ترجمه و معنی کلمات مشابه

tag end آخرین قسمت، انتها
tag line جمله نهائی نمایش وغیره ، نقطه حساس
tagalong طفیلی، انگل، موی دماغ
tagboard مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
tagrag and bobtail (rabble) توده مردم پست، اراذل واوباش




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا