win به انگلیسی و فارسی

 
کلمه را به انگلیسی و یا فارسی وارد کنید

ترجمه و معنی win به انگلیسی و فارسی

win بردن ، پیروز شدن ، فاتحشدن ، غلبه یافتن بر، بدست آوردن ، تحصیل کردن ، فتح، پیروزی، برد

ترجمه و معنی کلمات مشابه

win through برمشکلات فائق آمدن
wince خود را عقب کشیدن ، رمیدن ، (از شدتدرد) خود رالرزاندن و تکان دادن ، لگد پرانی
winch (در بافندگی)استوانه تارکشی نخ، (مک ) دستگیره چرخ جراثقال، (م م ) پیچ هر نوعماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود، هندل، باچرخیا دستگیره کشدن ، دوار، گردان
wind پیچیدن ، کوک کردن ، بادپیچیدن ، کوک کردن ، باد:[wind] باد، نفخ، بادخورده کردن ، درمعرض بادگذاردن ، ازنفسانداختن ، نفس، خسته کردن یاشدن ، ازنفسافتادن ، :[waind] پیچاندن ، پیچیدن ، پیچ دان ، کوک کردن (ساعت و غیره )، انحنائ، انحنایافتن ، حلقه زدن ، چرخاندن
wind broken (در مورد اسب ) دچار پربادی ( آمفیزم) ریوی شده ، خسته
wind gap شکاف قله کوه
wind instrument (مو ) آلاتموسیقی بادی (مثل شیپور)
wind pollinated (گ ش ) گرده افشانی شده بوسیله باد




مدیریت اجرایی MBA

کلاس DBA

کلاس زبان



مدیریت فروش و بازاریابی

آزمون وکالت آزمون سردفتری

مدیریت پروژه پیشرفته PM

مدیریت ساخت و اجرا

آموزش آنلاین زبان انگلیسی  اقامت و مهاجرت و اعزام دانشجو دانشگاه فراگیر پیام نور مشهد لیست مشاغل لغت نامه دهخدا